حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
214
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
[ ذكر ثيمرهء كبرى ، و ثيمرهء صغرى ] ثيمرهء صغرى : به ثيمر اصغر بن خراسان نام كردهاند . و گويند كه : اين هر دو ثيمره جآىء جمع شدن آب رودخانها بوده است ، و آبها در آن جمع شدهاند ، و آن را هيچ منفذى و مجرى نبوده است ، سبب آنك كرد بر كرد آن كوهها بودهاند ، جمّ الملك ديوى را فرمود - نام آن مر « 1 » - تا آن كوهها را ببرد ، و آب را روان كند ، و جمّ الملك آن ديو را گفت به زبان فارسى « 2 » : كن مر ، يعنى اى مر عمل كن . پس ثيمره كبرى را از براى اين نام نهادند ، كه جم آن ديو را گفت كه كن مر . پس آن ديوآن كوه را ببريد ، و آب روانه كرد ، و آب رودخانهء قم ، و رودخانه ويدهند بثيمره جمع شده است . پس چنين كويند كه : آن موضع كه آن ديو بريده است ، تا بامروز ظاهر و روشن و معلوم است . پس چون آب برفت ، و بقيهء از آنجا بيش نماند ، پشتكها در ميانهء آب بديد آمدند ، جم را گفتند كه : آب باز خشكيد ، و بعضى زمين بديد آمد . و آن پشتكها به زبان ايشان تهه تهه « 3 » بود . پس ناحيت اعلى از ثيمرهء كبرى بنا نهادند ، و آن را طسوج تهق نام نهادند ، الى يومنا هذا « 4 » . و جم بفرموده مره را - كه او برادر آن ديو بود كه نام او مر بود - : تا آب از ثيمرهء صغرى بكرداند ، او بر فرمودهء او چنان كرد ، پس نام نهادند كرهمره .
--> ( 1 ) . در اصل : مرآن . ( 2 ) . مقصود از زبان فارسى ، زبان پهلوى / فهلوى است . ( 3 ) . احتمالا ريشه اين كلمه از تهك يا تهيك پهلوى بوده باشد ، در « فرهنگ پهلوى : ص 425 » آمده است : تهيك tahik : تهى و خالى . و در « صحاح الفرس » آمده است : تهك : تهى باشد و برهنه گويند : « تهى و تهك » بر سبيل اتباع . ( 4 ) . تا به امروز .